X
تبلیغات
رایتل

شب یلدا داره میاد و پاییز از خواب ناز بیدار شده و داره بار و بندیلش رو جمع میکنه که بره....زمستون هم تو راه مونده و احتمالا هواپیماش تأخیر داره و معلوم نیست کی میرسه...شاید هم وسط راه هوس سقوط آزاد کرده و یه جایی غیر از اینجا فرود اومده...به هر حال الان نه پاییزه و نه زمستون...نه بهاره و نه تابستون...یه فصل جدیده اصلاً...بگذریم...

امشب شب یلداست...شبی که به خاطر یک دقیقه،بلندترین شب سال شناخته میشه...شب یلدا واسه خیلیها مفهوم شب نشینی و دور هم بودن رو داره...خیلیها اسم شب یلدا که میاد اولین چیزی که تو ذهنشون تصویر میشه یه کرسی گرمه و یه جمع شاد و بساط آجیل و انار و هندوانه و فال حافظ...اما سالهاست که یلدا واسه من مفهومی نداره... یادم نمیاد تو هیچ شب یلدایی،جمعمون از ٦نفر بیشتر شده باشه...مامان و بابا و من و عرفان و مامان بزرگ و خاله....که اینم برمیگرده به خیلی سال پیش....حالا شب یلدا فقط یه اسمه و یه حسرت...یه شب مثل بقیۀ شبهای سال فقط با یه فرق...بقیۀ شبها اینقدر حس تنهایی نمیکنم...خیلی سخته که آدم یه عالمه فامیل داشته باشه اما شب یلداش سوت و  کور بگذره....این چند ساله شب یلدای من ساکت و آروم گذشته...عادت کردم و این عادت خیلی تلخه...باز هم بگذریم...

اینا رو گفتم که بگم این شب یلدا با همۀ شب یلداهایی که تو زندگیم داشتم فرق میکنه...این شب یلدا بیشتر از ٦٠ نفر دور هم جمع میشیم...این شب یلدا خونۀ ما شلوغ و پر از صداست...پر از عشق و دوستیه...

کرگدن عزیز کاری کرده که امشب همۀ ما دور هم جمع باشیم....امشب شصت و خورده ای صدا توی خونۀ ما پخش میشه...امشب حضور شصت و چند تا دوست رو تو خونمون حس میکنم...امشب دیگه تنهایی که همیشه با وجود کلی مبارزۀ من،آخر خودش رو تو لحظه های یلدام جا میداد شکست خورده و ناامید از در خونه میره بیرون....

از آقا محسن عزیز ممنونم که با این ایدۀ بکر و نابشون شب یلدای همۀ ما رو زیبا کردن...با گوش کردن صدای دوستان فهمیدم این تنهایی توی یلدا یه جورایی اپیدمی شده و مسریه انگار!خدا رو شکر که امسال دیگه تنها نیستیم تو این بلندترین شب سال....مرسی آقا محسن عزیز برای اینکه همیشه راهی پیدا میکنین واسه نزدیک کردن دلهای ما به همدیگه....

اگر خونۀ شما هم خالی از صداست و از بازی کرگدن عزیز بیخبرین،پیشنهاد میکنم سری به وبلاگ ایشون بزنین و صدای عزیزان وبلاگ نویس رو دانلود کنین و گوش بدین...

شب یلدای همتون قشنگ و پر از خاطره های شیرین....



تاریخ : سه‌شنبه 30 آذر‌ماه سال 1389 | 12:50 | نویسنده : الهه | نظرات (42)
  • پرشین ووی
  • جدی
  • Powered by
    Abzarak.com

    Twenty One

    دریافت کدهای جاوا برای وبلاگ شما